بامداد


منزل
تماس
 

جمعه ٢٠ مهر ،۱۳۸٦

 

ادامه خاطرات حج (رفتن به سمت منی)

 

سه شنبه۲۰/۱۰/۸۴

صبح زود پس از گذراندن شبی سخت به علت سرو صدای زیاد و دود ماشینها از خواب بلندمیشویم. در اینجا برای وضو گرفت و رفتن به دستشوئی باید یک ساعتی معطل شد . پس ازگرفتن وضوو خواندن نماز بار و بندیلمان راچمع میکنیم تا فاصله ۲/۵ کیلومتری بین مشعر و منا را بپیمائیم.

آنچه مهم است ظاهرآ هدف از ماندن در مشعر گذراندن شبی همراه با دعا و استغاثه است. کهدر مسیری که تعداد زیادی پیامبر و انسان صالح از آن گذشته اند. یادی از آن همه صداقت و پاکی کنی و انرژی مثبتی بگیری که سالها بعد از آن بتواند تو را در تند باد روزگار یاری داده و از لغزشها مصون کند. اما با این همه شلوغی و آشغال و دود و غیره به تنها چیزی که فکر میکنی فرار است.

ازمیان جاده ای که در دل کوهستان به منی میرسد به جرکت در می آئیم . ظلوع آفتاب را باید در مشعر باشیم بنابر این نرسیده به منا دمی صبر میکنیم . تا مطمئن شویم که وقوف در مشعر را انجام داده ایم.سرانجام به شهری از چادرهای بزرگ به اسم منی میرسیم که در روزهای حچ باید پذیرای حدود ۵/۲ میلیون زائر باشد. به غیر از تعدادی که بیرون از چادرها در هوای آزاد به سر میبرند. که یا اهل عربستانند یا اینکه به دلیل نداشتن تمکن مالی در اینجا هم حاشیه نشینند.

راستی از منظر زندگی شهری هم این موضوع قابل توجه است که حتی در مراسم حج هم آن شاکله شهرها حفظ میشود. یعنی اگرچه در اینجا همه لباس احرام دارند که شبیه هم باشند اما نوع زندگی و استفاده از امکانات موجود این شباهت را به هم میزند. چنانچه مردم عربستان یا با ماشینهای آخرین سیستم آمریکائی و ژاپنی در اینجا حرکت میکنند. یا اینکه با چهر های سیاه و فقیر خود در هوای آزاد به دستفروشی مشغولند.

 
 

مهدي پاريزي : ٩:٢٧ ‎ق.ظ

 

چهارشنبه ۱۱ مهر ،۱۳۸٦

 

خاطرات جح (وقوف در مشعر)

 

یکی از دوستان در یادداشتی فرموده اند که به نظر میرسد برای نوشتن  دیگت به ته خورده و باید یواش یواش قضایا را درز بگیری و نتیجه گیری کنی. اما باید خدمت دویتان عرض کنم من خاطراتم را به صورت روزانه مینویسم و ممکن است در آن روزها اتفاق مهمی نیفتاده باشد . اما این وقایغ ممکن است اشاره ای به وضعیت موجود باشد. بنابراین از همه دوستان در این زمینه عذز میخواهم.

ادامه دوشنبه۱۹/۱۰/۸۴

کم کم اماده میشویم که به سمت مشعر و منا حرکت کنیم. فاصله بین عرفات تا مشعر بر اساس تابلو های موحود در اطراف ۶ کیلومتر و تا منا ۴/۸ کیلومتر است.که میتوان این فاصله را پیاده از محلی که برای همین منظور ساخته شده و تابلوی(طریق المشاء ) در اول آن دیده میشود طی کرد. یا اینکه با اتوبوس به مشعر رفت. اما به دلیل اینکه اکثرآ دفعه اولی است که به این سفر میآیند. ترجیح میذهند که با اتوبوس بروند.

 ساعت ۳۰/۷ شب پس از خوردن غذای حاظری سوار اتوبوس میشویم. صدها یا بلکه هزاران اتوبوس آماده رفتن هستند. و باید ساعتها فاصله ۶ کیلومتری را پیمود.

اتوبوس در حال عقب و جلو رفتن از عقب با اتو بوس دیگری برحورد میکند و شیشه عقبش میشکند. و بر روی سرو صورت مسافران عقب میریزد. سرو صدا بلند میشود. وراننده با خونسردی به کارش ادامه میدهد و سرانجام در مسیر شروع به حرکت میکند.در اتوبانی که تمام آن ترافیک است و سانتیمتر سانتیمتر باید جلورفت.

ساعت ۱۱ شب به مشعر میرسیم. انبوهی از جمعیت با ماشین وپیاده و اتوبوس در اینجا حضور دارند.هر کس به کار مشغول است. بیشتر به دنبال جائی برای خواب هستند.انبوهی از آشغال و ظروف یکبار مصرف در اطراف پراکنده شده . اگر بتوانی جائی در این آشغالها برای خوابیدن پیدا کنی به فتحی بزرگ دست یافته ای.

یک روحانی اهل سنت در میان همین آشغالها با دمپائی به امامت جماعت ایستاده و دیگران هم با دمپائی پشت سرش مشغول خواندن نماز هستند. سرانچام ذر مجلی روی آسفالت در کنار اتوبوسها بساطمان را که یک جصیر مسافرتی ساخت چین برای زیر پا و یکعدد پتوی بافته نشده برای رو انداز و ساک هم برای زیز سر میباشد را پهن می کنیم و درحالی که هوا به شدت سرد است . سر را به بالین میگذاریم.  سرو صدا اجازه خواب را نمیدهد . ولی بالاخره خستگی کار خودش را میکند.

خوش به حال خانمها که همیشه از بند و تبصره های متعدد برای راحتی استفاده میکنند. در اینجا هم چون میتوانند در طلوع آفتاب در مشعر نباشند. مستقیمآ پس از پیاده شدن از اتوبوس در مشعر به سمت منا میروند. واین همه دردسر را تحمل نمیکنند.شاید اجر ماها که این مشکلات را داریم بیشتر است. حتمآ در اینده با تدبیر این مشکلات هم مثل خیلی از مشکلاتی که تا کنون حل شده حل خواهد شد.

 
 

مهدي پاريزي : ۱:۳۸ ‎ب.ظ

 

چهارشنبه ٤ مهر ،۱۳۸٦

 

ادامه خاطرات حج

 

ادامه دوشنبه۱۹/۱۰/۸۴

بعد از تمام شدن مراسم به چادر برمیگردم.همچنان از دیروز با لباس احرام زندگی میکنیم.پس از خواندن نماز جماعت به خوردن نهار که عدس پلو بدون گوشت با ماسته میپردازیم.ظاهرآ این غذا را هم از مکه آورده اند ولی به علت گرمی هوا گوشت ندارد تا زائران دچار مسمومیت نشوند.بعد از نها چرتی میزنم. هرکسی در اینجا مشغول کاری است. یکی خوابیده . یکی فیلمبرداری میکند. ودیگری مشغول نوشتن خاطرات است.

روز غرفه به شکلی هم متعلق به امام حسین است. در شهرها معمولآ مراسم خواندن دعای عرفه امام خسین برگزار میشود. در اینجا در قلب صحرای عرفات خواندن دعای عرفه امام بسیار دلچسب تر است. معملآ در اکثر چادرها به صورت دسته جمعی این دعا خوانده میشود.

شیشه های آب یکبار مصرف داخل کلمن های آب گلوی خشک شده زائران را تر میکند.تا شب باید اینجا باشیم و بعد به شمت مشعر و منا حرکت کنیم. صبج قبل از طلوع آفتاب و کمی بعد آز آن را باید در مشعر بگذرانیم وبعدبه سمت منی حرکت کنیم.

 
 

مهدي پاريزي : ٧:۱٢ ‎ق.ظ

 

جمعه ۳٠ شهریور ،۱۳۸٦

 

ادامه خاطرات حج(برائت از مشرکين)

 

ادامه دوشنبه۱۹/۱۰/۸۴

ساعت ۳۰/۹ صبح مراسم برائت از مشرکین شروع میشود. اگر چه اکثر همسفران زیاد تمایلی به رفتن به این مراسم ندارند . اما من برای تجربه به سمت مراسم که حدود یک کیلمتر از چادر ما فاصله دارد حرکت میکنم.تعداد زیادی چادر را به هم وصل کرده اند تا بتوانند پذیرای مسلمانان بای شرکت در این مراسم باشند. طبق مراسمی که در ایران برگزار میشود انواع و اقسام تراکت و پلاکارد به دیوارها نصب شده. شعارهائی مثل یا ایهالمسلمون اتحدو اتحدو. یا الموت لامریکا . الموت لاسرائیل.مراسم با تلاوت قرآن شروع میشود . وبا شعرهای وزیر شعار آقای مرتضائی ادامه مییابد. پیام رهبری توسط آقای ری شهری قرائت میشود. و درپایان بندهای قطعنامه قرائت میگردد.

تعداد زائران غیر ایرانی حاضر در جلسه اندک است.و مراسم هم به صورت کسل کننده ادامه مییابد. آدمها یا مثل من برای کنجکاوی آمده اند یا برای بردن صواب و گرنه این سخنان تکراری و این مراسم همیشه در گوشه و کنار کشور باهمین شعارها برگزار میشود.

اکثرآ هم مثل من نمیدانند که مشرک کیست . چون تا قبل از انقلاب که مشرکین فرق میکردند و در حج هم این مراسم برگزار نمیشد.بنابراین به نظر میرسد که این مراسم جنبه سیاسی بیشتری دارد تا مذهبی . چون اگر واجب بود حتمآ مثل بقیه مراسم حج. مانند طواف ونماز و غیره ۰ جزء این مراسم محسوب میشد. البته هرکسی هم برای رفتارهایش هزار  و یک دلیل دارد. مخصوصآ که این کس حکومتی باشد با انواع و اقسام امکانات مالی و تبلیغی . وادعای داشتن کلید دربهای بهشت. بنابراین شما میتوانید با خیال راحت بدون اینکه نیاز به تفکر یا مطالعه داشته باشید.با رفتارهائی که اکثرآ آن را میپسندند. یکی از این کلیدها را بگیری و در یکی از شبستانهای بهشت به مدت بینهایت با شیر وشراب و حوری و غلمان به تفرج و زندگی کسل بار ادامه دهی ۰ راستی در بهشت هم مثل اینجا نیاز به فکر کردن وجود ندارد؟

 
 

مهدي پاريزي : ٢:٠٤ ‎ب.ظ

 

پنجشنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸٦

 

ادامه خاطرات حج

 

دوشنبه۱۹/۱۰/۸۴

دیشب تا صبح را با کابوس باران و سیل گذراندیم. اگرچه باران سیل اسا در ساعتی از شب شروع شد اما تداوم نیافت و پس از حدود ده دقیقه تمام شد. صبح پس از برخاستن از خواب با هوای صاف و آفتابی روبرو بودیم. و خوشحال از اینکه خداوند مارا از صحرای عرفات به صحرای بهشت نفرستاد.

برای وضو جهت اقامه نماز صبح به سمت دستشوئی حرکت میکنم طبق معمول شلوغ است .حدود ۴۵ دقیقه می ایستم تا نوبتم برسد.پس از خواندن نماز صبح به جماعت چرتی میزنم. وبعد در اطراف گشتی میزنم. ماشینهائی به طور مجانی در میان حجاج صبحانه پخش میکنند.غیر از کسانی که از کشورشان با کاروان آمده و در چادرهای موقت و شبیه به هم به سر میبرند. دیگران یا در چادرهای کوچک مسافرتی و یا به صورت باز در این صحرا اطراق کرده اند. خیلی از مردم عربستان هم با ماشینهای آخرین سیستم و با زن و بچه به صحرای عرفات آمده اند.

سفیدی در درون صحرا موج میزند و افراد از کوه جبل الرحمه بالا میروند. در این گرمای ۳۵ درحه سانتیگراد فکر میکنی که بر روی کوهها و دشت برف باریده و به شکلی احساس سرما میکنی.

بازار خیرات در اینجا حسابی داغ است. از شیر تا آب میوه تا میوه و حتی برنج پخته با گوشت. اکثرآ هم کسانی که دور این خیراتها جمعند یا سیاهند و یا مشخص است که حاجی های فقیر کشورها.

 
 

مهدي پاريزي : ۸:٢٧ ‎ق.ظ

 

سه‌شنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٦

 

ادامه خاطرات حج

 

ادامه یکشنبه ۱۸/۱۰/۸۴

هوای عرفات ابری است و هر لحظه امکان بارش باران میرود. از جا بلند میشوم تا در اطراف چرخی بزنم. در چادرها و کوچه های موقت که هرکدام با تابلوی پارچه ای مشخص شده چند نفر از دوستان را میبینم. با یکی از آنها که مدیر کاروان است به صحبت مینشینم. میگوید. خدا کند باران نبارد. چون به علت اینکه بارانهای اینحا سیل آساست و صخرای عرفات هم در گودی قرار دارد. در این صورت مشکلات زیادی را برای زائرین به وجود می آورد. میگوید نیروهای عربستان در آماده باش کامل به سر میبرند. وانواع و اقسام تحهیزات و قایقهای نجات هلیکوپتر و هلال احمر را به منطقه اورده اند. اما به چادرها که نگاه میکنم آدمها هرکدام بدون دغدغه به ذکر و دعا و خلوت مشغولند.

در گوشه ای نه چندان دور دستشوئی های برای استفاده وجود دارد که در جلو هر کدام از آنها جدود ده دوازده نفر به انتظار ایستاده اند. میزان استفاده و کمبود آب باعث شده که داخل آنها چندان تمیز نباشد. اما میگویند که در سالهای گذشته از اینها هم خبری نبوده و بشکه هائی بوده که مردم از آنها استفاده میکردند.

در کنار دستشوئی ها کوهی از آشغالها ریخته شده.

 
 

مهدي پاريزي : ٧:۳٠ ‎ق.ظ

 

پنجشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٦

 

ادامه خاطرات حج

 

ادامه یکشنبه ۱۸/۱۰/۸۴

بین مکه و عرفات بیش از ۲۰ کیلومتر راه نیست . اما به دلیل شلوغی حاده این مسیررابا اتوبوس به مدت دو ساعت میپیمائیم.و ساعت ۲۰وسی دقیقه وارد فضای عرفات میشویم. دشتی گسترده که در آن تعداد زیادی چادر موقت برای اسکان حدود ۵/۲ میلیون نفر زائر برپا شده است. در لابه لای کوجه ها و خیابانهای موقتی که با پارچه و علامت نشانه گذاری شده اند پیاده میرویم تا در مجل چادرمان مستقر شویم. آقایان با جمعیت خدود صد نفر در یک جادر و خانمها هم با همین تعداد در چادری دیگر. کف چادر موکت است . و دارای پستی و بلندی ناشی از و جود ماسه و خاک در زیر آن.ساکها را در گوشه ای میگذاریم و هرکس به کاری مشعول میشود. اینجا تا فردا شب باید ماند و دعا خواند وقران و ذکر. همه یکجور با لباسهای احرام و مکانی از چادران برپا شده موقتی . یخنی اینکه نه لباس خاحر و نه خانه مچلل و نه لذت های دیگر.

 
 

مهدي پاريزي : ٢:۳۱ ‎ب.ظ

 

پنجشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٦

 

ادامه خاطرات حج

 

...هریک از ما براستی نمونه ای از مرغ بزرگ هستیم .نمونه ای بیکرانه از آزادی .... و پرواز سنجیده گامی است به سوی دریافت سرشت راستین ما. همه چیزهائی را که دست و پاگیرمان میشوند باید از میان برداریم. این است سبب همه این تمرینهای تند پروازی و کند پردازی و هوانوردیها .....

                                                              ریچارد باخ-کتاب جوناتان مرغ دریائی

یکشنبه ۱۸/۱۰/۸۴

امروز باید به سمت غرفات حرکت کنیم. وقوف در عرفات باید از ظهر روز نهم ذی حجه باشد. ولی چون امکان میرود که به دلیل زیادی جمعیت و ترافیک به موقع نرسیم . شب قبل حرکت انجام میگیرد.

باید در مکه محرم شد و بعد به سمت عرفات حرکت کرد.ذر هر حای مکه میشود این کار را کرد اما مستحب است که این کار در کعبه صورت گیرد. بنابراین خیلیها به دنبال تاگسی هستند تا خود را به حرم برسانند.در این شلوغی کار سختی است. معاون کاروان میگوید زود بروید تا بتوانید تا ظهر برگردید.ما ترجیح میدهیم که این کار را در همان هتل انجام دهیم.ساعت ۳۵/۱۸ دقیقه پس از خوردن شام . پوشیدن لباس احرام و وضو گرفتن به طبقه همکف هتل آمدیم تا پس از خواندن نماز به سمت عرفات حرکت کنیم.

 
 

مهدي پاريزي : ٢:٢٥ ‎ب.ظ

 

پنجشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٦

 

ادامه خاطرات حج

 

ادامه شنبه ۱۷/۱۰/۸۴

امروز  هفتم ذی حجه است.و کم کم داریم به مراسم اصلی حج نزدیک میشویم.قرار است ساکهایمان را که در آنها وسایل ولوازم مورد نیاز در زمان اقامت در منی مورد نیاز است را تحویل دهیم تا قبل از ما به منی ببرند.

بنابراین سنگهائی که برای زدن به شیطان جمع کرده ایم همراه با مقداری پسته و نان خشک و لباس معمولی را داخل آن گذاشته و ساعت ۲۲و سی دقیقه شب تحویل مسولان کاروان میدهیم.

خدمه های کاروان زیاد زحمت می کشند. آوردن و توزیع غذا و میوه .ریختن آب داخل سماورها.و کلیه کارهای روزمره برای فراهم کردن رفاه و آسایش زائرین

. خوشبحتانه وجود ظروف یکبار مصرف همراه با بسته بندی مواد غذائی مثل شیر و مربا و غیره بسیاری از زحمت آنان را کم کرده است .البته در کنار آن زحمت تولید زباله و آلودگی محیط زیست به گردن کارگران شهری و مردم افتاده است.

راستی کسانی که نوستا لوژی دوران گذشته را دارند.که تعدادشان هم اتفاقآ در میان مومنان مسلمان کم نیست دوست دارند برای سفر حج از همان روشهای قدیمی استفاده کنند؟. الاغ و ....

 

 
 

مهدي پاريزي : ۱:٥٧ ‎ب.ظ

 

پنجشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٦

 

سلامی دوباره

 

مدتی به دلیل هک شدن پرشین بلاگ و ندانستن موضوع که دامنه آن تغییر کرده خاطرات حج را در وبلاگ دیگرم مینوشتم که امید است آنها را دوباره در اینجا بیاورم.

 
 

مهدي پاريزي : ۱:٥٦ ‎ب.ظ

 

پنجشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٦

 

خاطرات جح

 

شنبه ۱۷/۱۰/۸۴

مرغی دورتر را می بیند که بلند تر پریده باشد.

                                                       ریچارد باخ-کتاب جوناتان مرغ دریائی

امروز نماز صبح را در هتل خواندیم. پس از صبحانه و استراحت برای جمع کردن سنگ به کوههای اطراف رفتیم.تعداد زیادی ایرانی مشغول جمع کردن سنگ بودند.

امروز را باید در هتل به استراحت بپردازیم. به دو دلیل یکی اینکه مکه انقدر شلوغ است که رفتن به حرم مشکل است. و دیگر اینکه باید نیرویمان را برای مراسم حج که از فردا شروع میشود ذخیره کنیم.

هماطور که میدانید در مکه باران کم میبارد وآب برای مصرف اینهمه زائر وجود ندارد. در زیرزمین هتل ها منابع آبی وجود دارد که با آبی که با تانکر از بیرون مکه میآورند آن را پر میکنند. البته ما ایرانی ها هم هیچگونه صرفه جوئی در مصرف نمیکنیم. وهرچه دلمان میخواهد آب مصرف میکنمم. در اینجا شایعه است که معملا هتلها را به همین دلیل به سختی به ایرانی ها اجاره میدهند

 
 

مهدي پاريزي : ۱:٤۱ ‎ب.ظ

 

شنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸٦

 

ادامه خاطرات حج(سکه شدن کار ماشينها)

 

ادامه جمعه ۱۶/۱۰/۸۴ 

امروز بعد از ظهر برای اولین بار با تاکسی به مسجد الجرام رفتیم۰ چهار نفر بودیم و نفری دو ریال دادیم۰ این روزها کار تاکسی ها . مینی بوسها و ماشینهای شخصی سکه است۰و کسی هم کاری به کار آنها ندارد۰موقع برگشتن ازدحام زیادی اطراف حرم به وجود آمده بود۰برای رفتن به عزیزیه بعضی میگفتند واحد عشر ریال یعنی هر مسافر  ده ریال و بعضی هم میگفتند واحد عشرون ریال۰

 قدری پیاده روی کردیم تا از شلوغی خارج شویم بلکه بتوانیم وسیله ای پیدا کنیم۰ جتی روی باربند ماشینها ۰داخل صندوق عقب و هر جائی که امکان سوار شدن یکنفر مسافر بود مردم سوارشده بودند۰در تقاطع یک خیابان ده دقیقه ای منتظر ماندیم۰ سرانجام با نرخ واحد خمسه ریال به هتل برگشتیم۰

 
 

مهدي پاريزي : ٦:۳٩ ‎ق.ظ

 

سه‌شنبه ۱٢ تیر ،۱۳۸٦

 

ادامه خاطرات حج

 

ادامه جمعه ۱۶/۱۰/۸۴ 

امروز آخرین نماز جمعه قبل از مراسم تشریق در مکه خوانده میشود۰ دیگر همه زائران برای شروع مراسم به مکه آمده اند یعنی جمعیت مکه نسبت به روزهای عادی دو میلیون و پانصد هزار نفر بیشتر شده است۰ بنابراین تا شعاع ۲ کیلومتری خانه کعبه ماشینها اجازه تردد ندارند و کسانی که میخواهند به حرم بروند باید حد اقل ۴ کیلومتر راه پیمائی کنند۰بنابراین ترجیح میدهیم امروز را در هتل بمانیم۰

در مراسم حج باید در منا به سه شیطان سنگ پرتاب کرد سنگ ریزه هائی به اندازه فندق ۰ هر شیطان هفت سنگ در سه روز که باید آنها را از منطقه حرم یا اینکه در صحرای مشعر جمع آوری نمود به دلیل کمبود وقت در صخرای مشعر توصیه این است که این سنگها در مکه چمع شودبنابر این چون امروز کار خاصی نداشتیم با هم اتاقی ها برای جمع کردن سنگ به کو های اطراف هتل رفتیم۰ هم کوه پیمائی کردیم و هم حدود هفتاد عدد سنگ جمع کردیم تعدادی اضافه برای اینکه هر هفت سنگی را که به سوی شیطان پرتاب میکنی باید مطمئن شوی که به هدف اصابت کرده است۰ البته پس از مراحعت خانمها سنگها را مصادره کردند و ما مجبوریم روز دیگری را مجددآ به این کار اختصاص دهیم۰

 
 

مهدي پاريزي : ٥:۳٧ ‎ق.ظ

 

دوشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٦

 

ادامه خاطرات حج(نماز صبح جمعه)

 

فقط یک چیز خوب وجود دارد وآن معرفت است و فقط یک چیز بد یافت میشود و آن جهل است.

                                                                                           سقراط

جمعه ۱۶/۱۰/۸۴ 

امروز صبح نماز جماعت را در مسجد کنار هتل خواندم۰ یکی از کارهای جالبی که اینجا در نماز صبح جمعه انجام میدهند و به نظر من باعث ازار و اذیت نماز گزاران میشوند استفاده از سوره ها ئی است که در آنها ایه سجده وجود دارد۰ همانطور که میدانید با خواندن این آیه ها در هر حالی که هستی باید به سجده بروی۰ حتی در نماز۰

البته این موضوع برای عرب زبانان که قرآن را به راحتی میفهمندراحت است ولی برای ما که قرآن را طوطی وار یاد داریم مشکل۰ امروز صبح هم این اتفاق افتاد وبعد از حمد در رکعت دوم امام جماعت سوره ای خواند که در آن ایه سجده بود و ما هم به تبع دیگران به سجده رفتیم و از زیر چشم به دیگران نگاه میکردیم که چه کار میکنند وقتی آنه بلند شدند و به نماز ادامه دادند ما هم همین کار را کردیم اما یکی از همسفران همچنان در حال سجده مانده بود در حالی که داشت نماز صبح به پایان میرسید۰ از خنده روده بر شده بودم و به شیطان حرامزاده لعنت میفرستادم۰ نمار تمام شد و دوست ما همچنان سر به سجده سائیده بود

 
 

مهدي پاريزي : ٥:۳٤ ‎ق.ظ

 

یکشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٦

 

ادامه خاطرات حج(هرج و مرچ در تردد)

 

ادامه پنج شنبه ۱۵/۱۰/۸۴ 

از امروز اتوبوسهای داخل شهری را که مسافران ایرانی و غیره را جابجا میکرد جمع کرده و برای سرویس به تعمیرگاهها برده اند تا آنها را برای بردن حاجی ها به مراسم عرفات آماده کنند۰ مراسمی که از روز هشتم ذی حجه شروع شده و تا دوازدهم ادامه می یابد۰و مراسم اصلی حج را تشکیل میدهد۰

برای جابجا شدن باید از تاکسی و مسافرکشهای شخصی استفاده کرد۰ دراین چند روز هم دیگر قانون خاصی بر حمل و نقل اعمال نمیشود و بنابراین هر راننده ای هر چقدر بتواند کلاه سر مسافران میگذارد۰راستی اگر پیامبر بر این قوم ارسال نمیشد دیگر اینها چه میکردند؟

به هر حال کرایه تاکسی که تا دیروز برای هر نفر در یک مسیر ۱۰کیلومتری ۲ریال یعنی ۵۰۰ تومان بود از امروز به ۵ ریال تبدیل شده یعنی هر نفر ۱۲۵۰تومان و ۵ نفر ۶۲۵۰ تومان که زیاد است۰

امروز از کرمان تماس گرفتد که تلویزیون ایران در اخبار گفته که داخل حرم بمب گذاشته اند۰ ما هیچ خبر نداشتیم۰ فقط صدای امبولانسها که مجروحان را جابه جا میکرد میشنیدیم۰بعدآ متوجه شدیم۰ که ساختمانی ۵ طبقه روبروی هتل شرایتون متعلق به ترکیه به دلیل فرسودگی فرو ریخته و تعدادی از ساکنان و مسافرین را به هلاکت رسانده۰

 
 

مهدي پاريزي : ٥:٥٧ ‎ق.ظ

 

 
مهدي پاريزي



نویسندگان
مهدي پاريزي


آرشیو وبلاگ
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
دی ۸٤
آبان ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
مهر ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
بهمن ۸۱
دی ۸۱
آذر ۸۱
آبان ۸۱
مهر ۸۱

لینک دوستان
يک پزشک
بامداد(۲)-وبلاگ دوم من
مادر آسمان من بود
شادی شاعرانه
خلاقيت ونوآوری
خاطرات يک مدير
turkmenmedical
بلاگچين
راديو زمانه
دستیار مترجم
قرار شبانه
لينکوگراف
کتيبه زخم

لینک عمومي
وبلاگ فارسی
پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی
طرفداران پرشین بلاگ

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]  

سیستم آگهی های بلاگ ابزار